گزارش راهبردی: بن‌بست خاورمیانه و معادلات ژئوپلیتیک ایران، چین و روسیه

الف – وضعیت کنونی ایران و منطقه: از فشار خارجی تا شکنندگی داخلی

منطقۀ خاورمیانه پس از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس به اسرائیل، بویژه در پی سفر اخیر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، به سه کشور منطقه خلیج فارس، وارد مرحله‌ ای پرتنش و آشفته شده که همزمان از چند جانب، جمهوری اسلامی ایران را تحت فشار قرار داده که اهم آن بدین قرار است:

1 – رادیکالیزه شدن گفتمان حاکمّیت:

مواضع تند رهبر جمهوری اسلامی و همچنین دکتر پزشکیان رئیس‌جمهور ایران علیه آمریکا و اسرائیل، بویژه با تأکید بر «محو و ریشه کن کردن اسرائیل»، فضای دیپلماتیک ایران را بشدّت محدود و متشنج کرده و مانعی جدی در مسیر بازسازی روابط با غرب ایجاد نموده است. این گفتمان، در تضاد با رویکرد وزارت امور خارجه در پیگیری گفتگوهای هسته ‌ای با اروپا و آمریکا قرار دارد و سبب سردرگمی در سیاست خارجی کشور شده است.

2 – بازگشت جمهوری اسلامی به استراتژی نیابتی:
ایران بار دیگر از نیروهای نیابتی خود در لبنان، یمن، عراق و سوریه حمایت علنی کرده است. این اقدام، فشارهای نظامی اسرائیل و آمریکا را افزایش داده و احتمال فعال‌سازی «مکانیسم ماشه» توسط سه کشور اروپایی (فرانسه، آلمان و بریتانیا) را تقویت کرده است. هر یک از این کشورها در روابط دوجانبه با ایران، پرونده‌ هایی همچون گروگان‌گیری اتباع خود یا اقدامات تروریستی در خاکشان را به‌عنوان مسائل اصلی روی میز دارند.

3 – تهدیدات داخلی چند وجهی:

  • جنبش‌های فدرالی یا جدایی ‌طلبانه: این تحریکات از سوی برخی جریان‌های پان ترکیسم و یا غرب ‌گرا که ظاهرا به نظر میرسد توسط دولت ترکیه و دولت آمریکا پشتیبانی می‌شوند صورت میگیرد و برای امنیت ملی و یکپارچگی سرزمینی ایران از اهمیت بسزائی برخوردار است.
  • اعتراضات قومی و فقر گسترده در خوزستان و سیستان‌ و بلوچستان که نارضایتی از تبعیض ساختاری را تشدید کرده و حکومت را با بحران مشروعیت مواجه ساخته است.
  • نارضایتی اقتصادی در جنوب ایران، با وجود منابع عظیم نفت و گاز در آن مناطق، از دیگر عوامل تشدید فشار اجتماعی بر حاکمیت است.

ب – تحولات منطقه‌ای: ترکیه، کردستان عراق و اسرائیل

•  ترکیه و پرونده کردها:
آشتی نسبی میان دولت ترکیه و حزب کارگران کردستان (پ‌ک‌ک)، و نزدیکی اتحادیه میهنی کردستان عراق و حزب دموکرات کردستان، نشانه‌ای از بازآرایی سیاسی در شمال عراق است. این روند می‌تواند توازن قوا را در مرزهای غربی ایران تغییر داده و امکان تقویت اتحاد سیاسی کردهای ایران، عراق، سوریه و ترکیه را در مواجهه با تهران افزایش دهد.

•  غزه و اسرائیل:
اسرائیل پس از تخریب گستردۀ زیرساخت‌های غزه، همچنان عملیات هدفمند علیه رهبری حماس را ادامه می‌دهد. این اقدامات، در کنار حمایت آشکار آمریکا، فشار روانی و سیاسی گسترده‌ای بر محور مقاومت به رهبری ایران وارد کرده و امکان تحرک و کنشگری مؤثر تهران را در مجموع محدودتر ساخته است.

ج – روسیه و چین: بازیگران کلیدی در خلیج فارس

روسیه:

  • روسیه همچنان به‌عنوان نیرویی تثبیت ‌گر و محافظه کار در سوریه باقی مانده و با حفظ همکاری با ایران، تلاش می‌کند موازنه‌ای در برابر نفوذ آمریکا و ترکیه برقرار کند. بویژه با توجه به نقش حمایتی آمریکا و ترکیه از «احمد الشرع»، رئیس‌جمهور موقت سوریه، کرملین در پی حفظ پایگاه‌های نظامی خود در این کشور است.
  • منافع اقتصادی روسیه در خلیج فارس، به‌ویژه در زمینه انرژی و تسلیحات، سبب شده است که مسکو از افزایش تنش‌های ایران با غرب استقبال نکند، اما هم‌زمان از تداوم بحران برای تضعیف جایگاه آمریکا در این منطقه استراتژیک سود می‌برد.
  • روسیه خواهان «ایرانِ ضعیف اما متحد» است؛ کشوری که محتاج حمایت مسکو باشد، اما توان یا اختیار ابتکار منطقه‌ای مستقل نداشته باشد.

چین:

  • چین بزرگ‌ترین ذی‌نفع ثبات در خلیج فارس است. امنیت مسیرهای انرژی و تجارت، به‌ویژه عبور از تنگه هرمز، برای پکن اهمیت حیاتی دارد.
  • در چارچوب «ابتکار کمربند و جاده» (BRI)، چین سرمایه‌گذاری‌های گسترده‌ای در بنادر، نیروگاه‌ها و زیرساخت‌های ایران انجام داده و به همین دلیل، از هرگونه درگیری نظامی یا تشنج سیاسی در منطقه پرهیز می‌کند.
  • چین که نقشی میانجی‌گرانه میان ایران و عربستان ایفا کرده، خواهان ثبات و نه تشنج است. هرگونه اقدام ایران برای ناامن‌سازی تنگه هرمز با منافع راهبردی بلندمدت چین در تضاد مستقیم قرار دارد.

نتیجه‌گیری: آینده در آستانه فروپاشی یا بازتعریف؟

  • جمهوری اسلامی در مسیر گسست داخلی و افزایش فشارهای بین‌المللی قرار گرفته است.
  • استراتژی‌های متناقض در درون ساختار حکومت—از یک‌سو دیپلماسی و از سوی دیگر تهدید و حذف—سبب شده است که ایران از اجماع منطقه‌ای و جهانی فاصله بگیرد.
  • در این میان، روسیه و چین اگرچه در ظاهر حامی ایران هستند، اما تمایلی به همراهی در ماجراجویی‌های سیاسی و نظامی تهران ندارند و منافع خود را در ثبات منطقه تعریف می‌کنند.

اگر جمهوری اسلامی نتواند بین عقلانیت دیپلماتیک و ماجراجویی ایدئولوژیک یکی را انتخاب کند، ممکن است نه‌تنها جایگاه خود در خاورمیانه، بلکه نقش خود در بلوک شرق را نیز از دست بدهد.


ملک ثابت ابراهیمی
دیپلمات پیشین
بیست‌وهشتم اردیبهشت ۱۴۰۴ هجری شمسی – هجدهم مه ۲۰۲۵ میلادی، تورنتو

Maleksabet Ebrahimi


Comments

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *