Political Analyses

By: Maleksabet Ebrahimi

چشم‌انداز روابط ایران و آمریکا در سایه بازیگران منطقه‌ای و جهانی

با گذشت پنج دور مذاکرات مستقیم و غیرمستقیم، به‌ نظر می‌رسد روابط ایران و آمریکا به نقطه‌ای رسیده که هر دو طرف به‌خوبی خطوط قرمز و محدودیت‌های یکدیگر را درک کرده‌اند. برخلاف مذاکرات گذشته که اغلب با تکیه بر محرمانگی و اختیارات تام نمایندگان ویژه (ایلچی‌ها) انجام می‌شد، امروز گفتگوهای دیپلماتیک به‌شدت تحت نظارت مستقیم رهبران و نهادهای عالی هر دو کشور قرار دارد. در چنین شرایطی، اینگونه نشست‌ها بیش از آنکه به تغییر بنیادین مواضع بیانجامد، به‌نوعی «نمایش دیپلماتیک» یا «مراسم تشریفاتی» تبدیل شده است که صرفاً شمایلی بی‌رنگ و رو از دیپلماسی را حفظ می‌کند.

تحولات منطقه‌ای و جهانی: نقش بازیگران موثر

در کنار اختلافات تهران و واشنگتن، بازیگران متعددی در سطح منطقه و جهان در ترسیم مسیر تحولات اثرگذارند: چین، روسیه، اتحادیه اروپا، گروه‌های شبه‌نظامی وابسته به ایران (در یمن، عراق، لبنان و فلسطین)، عربستان سعودی و کشورهای ثروتمند اما کوچک خلیج فارس.

  • چین:
    سیاست‌گذاران پکن در پی حفظ روابط اقتصادی و تامین امنیت انرژی از مسیر ایران هستند، اما در عین حال تمایلی به تقابل مستقیم با آمریکا ندارند. در چارچوب ابتکاراتی مانند «کمربند و جاده»، چین تلاش می‌کند ایران را در مدار منافع بلندمدت خود نگاه دارد و از بی‌ثباتی جدی که امنیت منطقه و منابع انرژی را تهدید کند، جلوگیری نماید. به‌نوعی می‌توان گفت چین در روابط خود با ایران، به مدل «موازنه‌گر مصلحت‌گرا» (pragmatic balancer) پایبند است.
  • روسیه:
    مسکو، درگیر جنگ فرسایشی اوکراین، ایران را به‌عنوان اهرم فشاری ارزشمند در برابر غرب می‌بیند. در عین حال، روسیه از تحریم‌های غرب علیه ایران برای تقویت همکاری‌های نظامی و اقتصادی استفاده می‌کند، بدون آنکه خود را مستقیماً در بحران هسته‌ای ایران غرق کند. به‌نظر می‌رسد روسیه در این بازی، از «سیاست توازن‌گرایانه» بهره می‌گیرد: نزدیکی با تهران برای فشار بر غرب، اما با احتیاط برای جلوگیری از تقابل مستقیم با آمریکا.
  • اسرائیل و عربستان سعودی:

 اسرائیل آشکارا نگران ظرفیت‌های هسته‌ای و نظامی ایران است و در راستای مهار تهران، حملات محدود سایبری یا حتی نظامی را ادامه می‌دهد. عربستان سعودی، پس از تنش‌زدایی نسبی با ایران (در پی توافق اخیر با میانجی‌گری چین)، همچنان نسبت به نفوذ ایران در یمن و سایر نقاط منطقه حساس است و حمایت خود از ساختارهای نظامی و امنیتی همسو با غرب را ادامه می‌دهد.

  • حوثی‌ها و سایر گروه‌های نیابتی:

این گروه‌ها، با وجود فشارهای بین‌المللی و محدودیت‌های اقتصادی جمهوری اسلامی، همچنان به‌عنوان ابزار نفوذ تهران در منطقه به‌کار گرفته می‌شوند. ایران، با پشتیبانی‌های محدود و هدفمند، تلاش می‌کند فشار سیاسی-امنیتی بر عربستان و آمریکا را حتی در بحبوحه مذاکرات حفظ کند، هرچند در چارچوبی قابل‌کنترل برای جلوگیری از شعله‌ور شدن بحران نظامی فراگیر.

چشم‌انداز پیش رو: مدیریت بحران بجای مصالحه

با توجه به صف‌ بندی بازیگران و شرایط ژئوپلیتیک، چشم‌انداز روابط ایران و آمریکا در کوتاه‌ مدت بیشتر در چارچوب «مدیریت بحران» قرار می‌گیرد تا رسیدن به یک توافق جامع، مگر آنکه حادثه‌ای پیش‌بینی‌نشده یا یک خطای محاسباتی بزرگ، فضای تعامل را به‌شدت دگرگون کند، احتمالی که هرگز نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

در این چارچوب، ابزارهای دیپلماسی بویژه از طریق کانالهای ارتباطی محرمانه یا میانجی گری کشورهای ثالث (مانند عمان و قطر و حتی روسیه در نقش‌های پنهانی) همچنان فعال خواهند ماند در حالی که هیچیک از طرفین در پی «مصالحۀ اساسی» نیستند و به ‌نظر می‌رسد صرفاً یک نوع «وقت ‌کُشی یا وزن‌کِشی قهرمانانه» در جریان است.

از منظر نظریات کلاسیک روابط بین‌الملل، می‌توان این وضعیت را مصداق وضعیت تعادل هابسی  (Hobbesian Balance)  دانست. خلاصۀ این نظریه چنین است که میگوید در جهانی پرتنش، بازیگران بدنبال تضمین بقا و امنیت خود هستند، اما توازن شکننده‌ای را به‌طور ضمنی می‌پذیرند.

در واقع، «بی‌نتیجه بودن مذاکرات» نه به‌معنای شکست کامل، بلکه نوعی توافق نانوشته برای حفظ وضعیت موجود (Status Quo) است. وضعیتی که هر دو طرف و بازیگران منطقه‌ای، بنا بر منافع خود، با آن موقتاً و در کوتاه مدّت کنار آمده‌اند.

ملک ثابت ابراهیمی

دیپلمات سابق

12 خرداد 1404


Comments

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *