جنگ جهانی سوم در راه است؟

سئوالی که هم از منظر تئوری‌های کلاسیک ژئوپلیتیکی مانند نظریۀ هارتلند، و هم از منظر واقعیت‌های امروزین و مطالعات علوم سیاسی در قرن بیست‌ویکم حائز اهمیّت بوده و می‌توان به آن پرداخت چگونگی و زمان وقوع جنگ جهانی سوّم است. اجازه دهید پاسخ را در محدودۀ همین سه بخش فوق الذکر مطرح کرده و از آن نتیجه گیریم نمائیم:

۱.  نگاه تئوریک: از نظریه هارتلند تا جنگ جهانی سوم

نظریّۀ «هارتلند» که توسط هالفورد مکندر در اوایل صدۀ بیستم میلادی طرح شد، بطور خلاصه چنین می گوید که:

“هرکسی که بر کشورهای اروپای شرقی مسلط شود، بر هارتلند مسلط شده است و هر کسی که بر هارتلند مسلط شود، بر جزیرۀ جهانی (اوراسیا) شامل اروپا و آسیا مسلط شده و کسی که بر جزیرۀ جهانی مسلط باشد، بر جهان حکومت خواهد کرد.”

در این نظریه، روسیه همواره به عنوان قلب قدرت زمینی جهان و هارت لند در نظر گرفته شده است. این نگاه بعدها در دوران جنگ سرد بین آمریکا و شوروی سابق توسط نیکلاس اسپایكمن و دیگر نظریه ‌پردازان “توازن قوا” گسترش یافته و نسبتا بطور کامل تئوریزه شد.

اما در هشتاد سال اخیر، یعنی از 1945 که جنگ جهانی دوّم خاتمه یافت و آلمان و ژاپن تسلیم شدند تئوری‌های نوین امنیتّی و بین‌الملل، جنگ جهانی سوم را نه لزوماً در قالب «درگیری مابین قدرت ‌های بزرگ»، بلکه در قالب‌های زیر تحلیل می‌کنند:

  • درگیری‌های نیابتی (Proxy Wars): مثل سقوط بشّار اسد در سوریه، حوثی ها یا انصارالله در یمن، زلنسکی در اوکراین، و حماس و جهاد اسلامی درغزّه.
  • جنگ‌های نامتقارن (Asymmetric Warfare): مثل درگیری‌های سایبری و جنگ پنهان هکر ها، تروریسم، یا حملات موشکی منطقه‌ای مثلا بین حزب الله لبنان و اسرائیل.
  • تئوری‌های فروپاشی نظم جهانی (Thucydides Trap)یا تله توسیدید که تنش میان یک قدرت تازه به دوران رسیده و نوظهور مانند چین و یک ابر قدرت موجود مانند آمریکا را رمز گشاوی و تحلیل می‌کند.

۲.  واقعیات امروزین: احتمال جنگ جهانی سوم؟

امروزه روز، بیشتر نظریه ‌پردازان سیاسی، جنگ جهانی سوم را به عنوان سناریویی با احتمال کم که در صورت وقوغ فاجعه ‌بار خواهد بوددر نظر گرفته‌ اند.

در اینجا چند واقعیت کلیدی و مهم که آنها را به وضوح میتوان دید و دریافت خودنمائی میکنند. آنها عبارتند از:

  • بازدارندگی هسته‌ای(Mutually Assured Destruction):   باعث شده است تا قدرت‌های بزرگ به طور مستقیم وارد جنگ نشوند.
  • پیچیدگی های اقتصاد جهانی:  این پیچیدگی ها باعث شده جنگ های بزرگ برای همه بسیار پرهزینه و عوارش آن برای جامعه غیر قابل پیش بینی باشد.
  • تعدد بازیگران غیردولتی: مثل حماس، حزب‌الله، طالبان، داعش، سازمانهای غیر دولتی، و حتی قاچاقچیان بین المللی که باعث بی‌ثباتی موضعی و منطقه ای ولی نه الزاماً جهانی می‌شوند.

۳.  مناطق داغ در جهان امروز: آیا آنها آغازگر جنگ بزرگ سوّم خواهند بود؟ برای جواب به این سئوال اجازه دهید نگاهی به این مناطق بیندازیم.

🔥 غزه و اسرائیل:

  • احتمال درگیری گسترده تر وجود دارد، اما بیشتر در قالب جنگهای محدود یا نیابتی باقی خواهد ماند. ورود آمریکا یا ایران به شکل مستقیم در این مناقشه می‌تواند سطح تهدید را افزایش چشم انداز حل مسئله را دوراز دسترس قرار دهند. مداخلۀ آنها بعید به نظر میرسد زیرا هردو طرف درگیری و اربابانشان تمایل به کنترل بحران دارند.

🔥 هند و پاکستان:

  • میتوان گفت که در حال حاضر فقط دو کشور متخاصم با سلاح هسته‌ای در جهان هستند که در یک درگیری مرزی فعال‌اند.
  • احتمال جنگ تصادفی (از طریق تحریک یا اشتباه محاسباتی) وجود دارد، اما بازدارندگی دوطرفه مانع از گسترش این درگیریهای مرزی به جنگ تمام‌عیار شده است.

🔥 ایران و آمریکا یا ایران و اسرائیل:

  • محتمل‌ ترین بستر برای یک درگیری نظامی میان‌ مدت خطرناک در همین جا است. در صورت شکست مذاکرات هسته‌ای، اقدامات ایذائی و تروریستی اسرائیل در داخل خاک ایران و یا حمله به تاسیسات حساس هسته ای و موشکی ایران توسط هر دو کشور اسرائیل وآمریکاست احتمال شعله ور شدن این جنگ منطقه ای و تبدیل آن به یک جنک جهانی از همیشه و همه جا بیشتر است.

🔻 نتیجه‌گیری:

در مجموع، احتمال شعله ‌ور شدن جنگ جهانی سوم در مفهوم سنتی آن (مثل سالهای ۱۹۳۹ یا ۱۹۱۴) در حال حاضر هنوز کم  است، اما خطر وقوع درگیری‌های منطقه ‌ای شدید که می‌تواند نظم بین‌المللی را مختل کند، کاملاً جدی است. بسیاری از تحلیل‌گران معتقدند:

در صورتی که جنگ جهانی سوم رخ دهد، احتمالا به جای یک «شروع ناگهانی»، به صورت تجمع بحران‌های منطقه‌ای و فرسایشی شکل خواهد گرفت سپس این بحرانها به هم پیوسته و جهانی می شوند؛ شبیه به یک آتش‌سوزی گسترده که از نقاط متعدد شروع شده باشد و در نهایت همه ‌جا را دربر بگیرد.

دیدگاه متفکران معاصر علوم سیاسی و روابط بین‌الملل دربارۀ احتمال جنگ جهانی سوم یا جنگ‌های بزرگ آینده، بسیار متنوع و بستگی به مکتب فکری آن‌ها دارد. در ادامه، دیدگاه چند نظریه‌ پرداز مطرح را بررسی می‌کنیم:

۱. جان میرشایمر (John Mearsheimer) – واقع‌گرای تهاجمی (Offensive Realism)

میرشایمر معتقد است:

“قدرت‌های بزرگ همواره در پی افزایش قدرت خود هستند، و زمانی که تعادل قدرت بهم بخورد، جنگ اجتناب‌ناپذیر می‌شود.”

  • او ظهور چین را بزرگترین تهدید واقعی برای نظم موجود جهانی می‌داند.
  • میرشایمر معتقد است که آمریکا و چین دیر یا زود وارد تقابل سخت خواهند شد (احتمالاً در دریای چین یا تایوان).
  • جنگ جهانی سوم در نگاه میرشایمر، ممکن است میان ابرقدرت‌ها نه از سر قصد، بلکه بر اثر رقابت فزاینده و محاسبه نادرست رخ دهد.

۲. فرانسیس فوکویاما – لیبرال نو اندیش

فوگویاما در کتاب «پایان تاریخ» نوشت:

“لیبرال دموکراسی به عنوان فرم نهایی حکومت پیروز شده است، و جنگ‌های بزرگ بین قدرت‌های مدرن کاهش می‌یابد.”

اما پس از حملات ۱۱ سپتامبر، جنگ عراق و ظهور چین و روسیه، او مواضع خود را تعدیل کرد و در سال‌های اخیر گفت:

  • دموکراسی‌ها در حال عقب ‌نشینی‌ هستند.
  • احتمال جنگ میان بلوک‌های اقتدارگرا و غرب وجود دارد، ولی نه به سبک جنگ‌های جهانی، بلکه به صورت سایبری، اطلاعاتی، و نیابتی.

۳. گریگوری ترورتون (Gregory Treverton U.S. National Intelligence Council from 2014-2017) – مدیر پیشین شورای اطلاعات ملی آمریکا که معتقد است:

  • احتمال وقوع جنگ جهانی سوم صفر نیست ولی کنترل‌ پذیر است.
  • ترورتون هشدار می‌دهد که بحران‌هایی چون تایوان، خاورمیانه و قفقاز، نقاط احتمالی شعله ‌ور شدن یک جنگ بزرگ هستند.
  • ترورتون به جای جنگهای تمام‌ عیار، خطر بازیگران غیرعقلانی یا رهبران غیرقابل پیش‌بینی (مانند کیم جونگ اون یا نتانیاهو یا خامنه ای) را بسیار جدی می‌داند.

۴. نوآم چامسکی – منتقد ساختار قدرت غربی

چامسکی در مصاحبه‌هایش بارها و بارها گفته است که:

“بزرگترین تهدید برای صلح چهانی نه چین و نه ایران، بلکه رفتار ایالات متحده آمریکا و متحدانش است.”

  • او جنگ‌ها را حاصل سیاست‌های سلطه ‌طلبانه و تجاوزگرانۀ غرب می‌داند.
  • چامسکی درباره جنگ جهانی سوم هشدار می‌دهد که:

“اگر هم اتفاق بیفتد، دلیلش نه قدرت‌های ضعیف، بلکه اشتباه ابرقدرت‌ها و سودجویی صنایع نظامی است.”

۵. برژینسکی (در گذشته) و هنری کیسینجر (تا سال‌های آخر عمر)

  • برژینسکی بر توازن اوراسیا تمرکز داشت و بارها هشدار داد که اگر روسیه، چین و ایران به هم نزدیک شوند، نظم جهانی دگرگون خواهد شد.
  • کیسینجر نیز در اواخر عمر به طرز شگفت‌انگیزی توصیه کرد با چین گفت‌وگو شود و حتی ایران را هم نباید به اردوگاه روسیه و چین راند.

ملک ثابت ابراهیمی

نوزدهم اردیبهشت 1404 هجری شمسی مطابق با نهم ماه می 2025


Comments

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *